تا بحال به این موضوع دقت کرده اید که چرا در هیچ کتاب اقتصادی مطرح دنیا و در هیچیک از دروس رشته اقتصاد اثری از بودجه ریزی عملیاتی نیست؟ در حالیکه همواره مسئولیت استقرار نظام بودجه ریزی عملیاتی بر دوش معاونت اقتصادی سازمان برنامه و بودجه کشور بوده است که غالبا تصدی آن را هم مدرسین اقتصاد بر عهده داشته اند.

در بخش اول این نوشته به سیکل معیوب 15 سال اخیر در اجرای بودجه عملیاتی در کشور و اینکه چرا بودجه عملیاتی اساسا یک موضوع مدیریتی است نه اقتصادی سخن گفتیم.

اما بخش دوم:

چرا در همه ادیان به هیچ چیز به اندازه "تقوا" برای سعادت دنیا و آخرت سفارش نشده است؟

تقوا به تعبیر ساده یعنی "انجام ندادن" برخی کارها نه "انجام دادن" برخی کارها. به عبارت دیگر تقوا یعنی "رفع مانع".

بر اساس اصل مهم "رفع مانع"، در کشورهای پیشرو در اجرای بودجه ریزی عملیاتی نیز تقوا پیشه کردند و در اولین گام به انجام ندادن برخی کارها پرداختند نه انجام دادن برخی کارها. به همین دلیل اقدام به رفع قوانین و مقررات مزاحم بودجه عملیاتی کردند و نهضتی را تحت عنوان مقررات زدایی (Deregulation)  به راه انداختند. کاری که در کشور ما به شکل معکوس و خلاف اصل "تقوا" انجام گرفت. بجای انجام ندادن برخی کارها و رفع مانع، اقدام به انجام دادن برخی کارها و تدوین قوانین، مقررات، دستورالعمل ها و آیین نامه های جدید برای اجرای بودجه ریزی عملیاتی کردیم. (در کارگروه های استقرار بودجه ریزی عملیاتی در سازمان برنامه و بودجه کشور که بنده مسئولیت کارگروه "هزینه یابی و تدوین دستورالعمل هزینه یابی" را بر عهده داشتم مقرر گردید که کارگروه "رفع موانع حقوقی" نیز فعال شود که هرگز نشد). 

اما در کشورهای پیشرو به سراغ رفع کدامیک از قوانین مزاحم رفتند؟

روش های سنتی مدیریت و بودجه ریزی بر محور "نظام کنترل" و روش های نوین مدیریت و بودجه ریزی بر محور "نظام انگیزش" استوار است. در نظام کنترل، هدف کنترل ورودی ها است و در نظام انگیزش، هدف تحقق خروجی ها است. 

در کلیه قوانین و مقررات اداری و استخدامی و نیز قوانین و مقررات مالی، محاسباتی و بودجه ای کشور، "کنترل ورودی ها" موج میزند و در عوض اثری از "ایجاد انگیزش برای تحقق خروجی ها(خدمات) و اهداف" به چشم نمیخورد.

راستی هدف از این همه کنترل چیست؟ و چرا این همه دستگاه کنترلی( سازمان برنامه و بودجه، سازمان اداری و استخدامی، دیوان محاسبات، سازمان بازرسی، ذیحسابان دستگاه های اجرایی، دیوان عدالت اداری، سازمان حسابرسی) با بودجه های چند هزار میلیاردی درست کرده ایم؟

این دستگاه ها ایجاد شدند که ورودی های مالی، منابع انسانی، منابع فیزیکی و منابع اطلاعاتی دستگاه های اجرایی را کنترل کنند که مبادا "فساد" شود و می بینید که دلتون نخواد فسادی هم نیست.

هیچ یک از دستگاه های نظارتی فوق به دنبال کنترل و نظارت بر شاخص های کمی، کیفی، قیمت تمام شده محصولات، خدمات و فعالیت های دستگاه های اجرایی نیستند و تنها مراقبند که مبادا دستگاه های اجرایی بیش از سقف اعتبارات هر فصل (بلکه هر زیر فصل و مواد هزینه) خرج کنند، مبادا بین فصول هزینه جابجایی کنند، مبادا بین اعتبارات هزینه ای و تملک جابجایی کنند، مبادا بدون مجوز استخدامی کسی را بکار بگیرند، نکند کسی را جابجا یا اخراج کنند، مبادا در معاملات دولتی فرآیندهای صوری رعایت نشود و ...

قانون بودجه را در نظر بگیرید. 

کماکان در ماده واحده، سخن از ورودی های دستگاه های اجرایی در قالب جداول 7 و 7-1 (اعتبارات بر حسب فصول هزینه و اعتبارات تملک) است. 

برنامه ها، خدمات، فعالیت ها، سنجه های عملکرد کمی و کیفی و قیمت تمام شده دستگاه های اجرایی در یک پیوست حاشیه ای به نام پیوست 4 قرار دارد که در هنگام تصویب بودجه در مجلس شورای اسلامی احدی از نمایندگان حتی لای آن را هم باز نمی کنند، در هنگام تخصیص بودجه در سازمان برنامه و بودجه کشور احدی از دفاتر بخشی و دفتر تلفیق لای آن را باز نمی کند و در هنگام نظارت در دیوان محاسبات هم احدی لای آن را باز نمی کند.

کشورهای پیشرو در اجرای بودجه ریزی عملیاتی دریافتند که با کنترل ورودی ها نه فساد کاهش یافت و نه کمیت و کیفیت و قیمت تمام شده خدمات و فعالیت های دستگاه های اجرایی بهبود یافت. بنابراین از "نظام کنترل" ورودی ها به "نظام انگیزش" منتقل شدند و تلاش کردند با "رفع مانع" و حذف قوانین مزاحم و دست و پا گیر اداری، استخدامی، مالی و محاسباتی، "بگذارند مدیران مدیریت کنند" و با نصب مدیران شایسته و لایق، ایجاد انگیزه های مالی از محل صرفه جویی و عقد تفاهمنامه های عملکردی، استقرار واقعی بودجه ریزی عملیاتی را محقق سازند.  

والله اعلم 

3 آذر 1397