همانگونه که در گذشته بیان شد، وظیفه حسابداری(چه نقدی و چه تعهدی)، محاسبه بهای تمام شده "عوامل هزینه (Cost of Input)" است نه "موضوعات هزینه (Cost of Output)". محاسبه بهای تمام شده "موضوعات هزینه (کالا/خدمات/مشتریان...)"، نیازمند روش های "هزینه یابی" است نه "حسابداری".

اما متاسفانه به دلیل بازار پرسود بودجه ریزی عملیاتی و قیمت تمام شده در دولت، برخی فرصت طلبان در بخش خصوصی و در دانشگاه ها، "هزینه یابی" را یک فن "حسابداری" جلوه می دهند و به دستگاه های اجرایی تلقین می کنند که قیمت تمام شده یعنی همان "حسابداری تعهدی" و یا اینکه قیمت تمام شده یعنی همان "حسابداری قیمت تمام شده". هر دوی این تعابیر از دروغ های بزرگ تاریخی است که در بخش های قبل به آن پرداختم.

از سوی دیگر، همانگونه که در بخش قبل اشاره کردم یکی از اصول اساسی در هزینه یابی، اصل "مرتبط بودن هزینه ها" با "هدف هزینه یابی" است و ملاحظه کردیم که هزینه "استهلاک" برای هر نوع تصمیم گیری "نا مرتبط" است و نباید در قیمت تمام شده لحاظ شود.

همانطور که می دانیم یکی از اهداف هزینه یابی، اجرای بودجه ریزی عملیاتی است و بنا بر اصل فوق باید دید چه هزینه هایی به بودجه عملیاتی "نامرتبط" هستند. 

بدیهی است از آنجاییکه بودجه به صورت "نقدی" برآورد و پرداخت می شود، نباید ارقام "غیر نقدی" را در محاسبه قیمت تمام شده کالا و خدمات لحاظ نمود. یکی از مهمترین ارقام غیر نقدی، "هزینه استهلاک" است. به عبارت دیگر، هزینه استهلاک جزء هزینه های نامرتبط (به بودجه عملیاتی) است. 

در نتیجه، دستگاه های اجرایی برای "محاسبه قیمت تمام شده ای که قرار است در بودجه عملیاتی استفاده شود"، نیازی به ارزیابی دارایی ها و محاسبه استهلاک ندارند. اما مطابق استاندارد حسابداری تعهدی، محاسبه استهلاک در فصل هشتم طبقه بندی اقتصادی هزینه ها الزامی است. این الزام تنها برای تهیه صورت های مالی است نه بودجه ریزی عملیاتی.

با همین توضیح ساده، نادرستی این سخن که "اگر حسابداری تعهدی مستقر نشود بودجه ریزی عملیاتی امکان ندارد" کاملا مشهود است. اگر حسابداری تعهدی به طور کامل هم مستقر گردد باز هم "هزینه های غیر نقدی" را نباید در "بودجه نقدی" لحاظ نمود. همین قاعده در مورد هزینه های سالانه مربوط به پاداش پایان خدمت بازنشستگان نیز صادق است.

بنابراین حسابداری تعهدی خوب است اما برای تهیه صورت های مالی. و رعایت همه الزامات آن در بودجه ریزی عملیاتی نه تنها کارساز نیست بلکه مخرب است. اما متاسفانه فشار به دستگاه های اجرایی برای اجرای همزمان دو تحول مهم در حوزه نظام مالی (حسابداری تعهدی) و نظام بودجه (بودجه ریزی عملیاتی) و بدتر از آن اینکه به اشتباه، دومی را منوط به اولی کردن، فارغ از هزینه های هنگفت آموزشی و نرم افزاری که بر دستگاه های اجرایی تحمیل کرده است، نتیجه چندانی هم نداشته است.

والله اعلم

24 آذر 1397